تبليغاتX
حسرت
hasrat
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 
                           
 
 
نخستین نگاه...
 
نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت...
 
نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت...
نخستین کلامی که دلهای ما را به بوی خوش آشنایی سپرد و به مهمانی عشق برد...
 
چه خوش لحظه‌هایی که دزدانه از هم نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم
 
دو آوای تنها سرگشته بودیم رها در گذرگاه هستی به سوی دورها از هم پر کشیدیم..
من تو ندانسته دانسته رفتیم، رفتیم، رفتیم چنان شاد و خوش گرم و پویا، که گویی به سر منزل
 
آرزوها رسیدیم
 
دریغا ...   دریغا
ندیدیم که دستی در این آسمانها چه بر لوح پیشانی ما نوشته است..
 
ازآن روزها عمری گذشته است من و تو دگرگونه گشتیم دنیا دگرگونه گشته در این روزگاران 
 
در این روزهای غمگین که دیگر ندانم کجایی ندانی کجایم چو با یاد آن روزها می‌نشینم
 
دل جاویدان عاشقم را به دنبال آن لحظه‌ها می‌کشانم ...
 
 نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت...
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 17:26
  به قلم: هستي  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T