تبليغاتX
حسرت
hasrat
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 قطاری که مسافری در آن نیست. من هم در ایستگاه نیستم.

 روی ریلم ! قطار هر لحظه نزدیکتر می شود. آن طرف خط غریبه ای مرا می بیند.

به او خیره میشوم. امید می بینم و ...

 روزهایی گذشت, در چشمانش گناه دیدم و حسرت و او چشمانش را بست.

 قطار می رود, 

 تو می روی,

 من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار نرفته ایستاده ام

 و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام

 به امید دیدن غریبه ای چون تو

 

 

 

گرچه میان من و تو فرسنگ ها فاصله است

 اما قلبم را به زنجیر پر فروغ عشقت می آویزم

  تا در آن غربت بی انتها همراه و مونست باشم

  یاد تو همیشه در ذهنم

 عشق تو همیشه در قلبم

و عطر مهربانیت در وجودم جاریست .

 

                                              دوستت دارم عشق من

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 19:21
  به قلم: هستي  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T