می خوام یه بار دیگه تو چشمای هم نگاه کنیم
تا که شاید...
همیشه دوستت دارم
و خواهم داشت
ای...
جدايی را شما آغاز کرديد
جدايی وبي وفايی و دوری
همه باشند گناه آشنايی

گسست مهر خود از من کسی که یارم بود
شکست شیشه دل آنکه بی قرارم بود
نداشــت مـهر و وفـا آنکه از وفــا می گفت
کسی که در پی من بود و در کنارم بود
ز بـی وفـایـی یـاران دلـم گـرفته هـنوز
چـه شد مـرا گل نـازی کـه غمگسارم بود؟
بهانه هایت...
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود.چه بی قرار بودی که زودتر
بروی.رفتنت را پذیرفتم با همه بهانه های ریز و درشت.هیچ گاه نخواستم ...
"برگ از درخت خسته می شود٬پاییز بهانه است"


صدایم کن ...
در این تنهایی غمگین صدایم کن
سکوتت را نمی خواهم.
صدایم کن ...
صدایت اشکهایم را صدا می کرد

از كسي كه دوستش داري ساده دست نكش شايد
ديگه هيچ كس رو مثل اون دوست نداشته باشي .
ازكسي هم كه دوستت داره بي تفاوت عبور نكن چون
شايد هيچ وقت هيچ كس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه
باز در كلبه ي عشق ، عكس تو مرا ابري كرد
عكس تو خنده به لب داشت ولي
اشك چشم مرا جاري كرد
هستم ولى نيستم هر لحظه كنارت
نيستم ولى هستم هر لحظه به يادت...
هستی من...
اکنون که نهال آرزوهام توی دلم خشکیده
در این صحرای عطش زده نه راه گریز رو می شناسم
و نه امید برگشت دارم
قلبم با خاطرات اون ایام بهشتی با تو بودن خوش است
جسمم باریست بر دوش هستی
عزیزم بدون که من به تقدیر گردن نمی نهم
و فرمان ظالمانه سر نوشت را اجابت نمی کنم
و به بهشتی که در رویاهای خویش ساخته بودم پشت نمی کنم
حتی اگه تا آخر عمرم در شعله فروزان شراره های عشق تو ذوب بشم
و نابود بشم
هیچ وقت دست از التماس به درگاهت بر نمیدارم
و تا ابد همچنان اسیرت خواهم بود عزیزم تا ابد
و شما ای فر شتگان آسمانی
از خدا بخواهید که او نو خوشبخت کنه
زیرا من نه بدی ازون دیدم نه...
هرجا هستی تا ابد اسیرتم
هرجا هستی تا ابد ...
هر جا هستی تا ابد ...

زندگي زيباست .زشتيهاي آن تقصير ماست،
در مسيرش هرچه نازيباست, آن تدبير ماست!
زندگي آب رواني است روان ميگذرد…
آنچه تقدیر من و توست همان ميگذرد
|
سرگذشت من... |
|
تا كي با تو بودن را دردل آرزو كنم بي تو بي وفايي را در كه جستجو كنم در كدام آينه نقش چشمان تو بينم تا مثل تو آسان فراموشت كنم. |
مثل آن یک بار
به اندازه ی بر هم زدن بال شاپرک
و به اندازه ی دلتنگی عاشقانه
دلم برایت تنگ شده
می گویم تا همه ی آینه ها بدانند
می گویم چون هنوز هم
می خواهم نرم و آهسته عاشقت باشم.
![]()
قطاری که مسافری در آن نیست. من هم در ایستگاه نیستم.
روی ریلم ! قطار هر لحظه نزدیکتر می شود. آن طرف خط غریبه ای مرا می بیند.
به او خیره میشوم. امید می بینم و ...
روزهایی گذشت, در چشمانش گناه دیدم و حسرت و او چشمانش را بست.
قطار می رود,
تو می روی,
من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار نرفته ایستاده ام
و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام
به امید دیدن غریبه ای چون تو

گرچه میان من و تو فرسنگ ها فاصله است
اما قلبم را به زنجیر پر فروغ عشقت می آویزم
تا در آن غربت بی انتها همراه و مونست باشم
یاد تو همیشه در ذهنم
عشق تو همیشه در قلبم
و عطر مهربانیت در وجودم جاریست .
دوستت دارم عشق من

یعنی دنیا اینقدر بی معرفته که یه نفر بیاد
و یه نفر دیگه رو اسیر خودش کنه و بعدش بذاره و بره
و اون اسیرو فراموش کنه وتنهاش بذاره با یه مشت خاطره و حسرت
بخدا خیلی دوست دارم...
بدون که در حسرت دیدار توام...
عشق يعني حسرتي دريك نگاه عشق
يعني غربتي بي انتها ...
عشق يعني فرصت اما كوتاه
|
بیا برگرد... |
|
غمت چون کوه بر قلبم نشسته
بلور نازک قلبم شکسته زراه رفته بازآ تاکه بینی دلم با غیرتو عهدی نبسته نامت برایم پایدار... یادت برایم یادگار... عشقت برایم استوار...
|
مانند ماهی کوچکی دور از آب چه معصومانه جان دادم....


اینو بدون که هرگز نبودن به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست
عشق یک طرفه سخت ترین عذابی است
كویر تشنه تو چشم به راه بارون عشق توست عزیزم
قلب تو برای من گرامی تر ازونه که بتونم بشکونمش
حتی اگه برخلاف میل باطنی خودت قلب منو بشکنی
بازم تا ابد پایبند تو خواهم ماند...
عجب روزگار غريبيست....
آسمان تلخ ترین خاطره های نگاه غریبش را بدرقه ی راهم میکند....
چه سخت است نبودنت و در این نبودن ماندن....
اینبار برای رفتن؛رفتنی که رنگ ماندن بر چهره دارد میگویم
خداحافظ ...
